Skip to main content

یک بار با مامانم تلفنی حرف میزدم و مامانم میگفت بعضی ها از ایران که می آیند اصلا کم رویی یا رو درواسی نمیکنند و هر چی میخواهند خیلی رک و راست می گویند. پرسیدم چطور، مگه چی شده؟ گفت با یکی از دوستانمون که تازه از ایران اومده بود رفته بودند بیرون و سر ظهر رفتند که ساندویچ بگیرند. اول مامانم سفارش داد و گفت من ساندویچ ترکی (یعنی بوقلمون) می خواهم. طرف هم گفت من هم ترکی می خواهم. من گفتم خوب چه اشکالی داره اون هم می خواست. مامانم میگفت آخه بعضی ها رودرواسی میکنند و جلوی دیگران بخصوص یک ایرونی دیگه نمی گویند من هم ترکی میخواهند. من گفتم خوب شاید اون هم خیلی ترکی دوست داره و برای همین این را سفارش داد. مامانم گفت نه بابا متوجه نمیشی، من گفتم من ترکی می خواهم، اون گفت من هم ترکی میخواهم. من گفتم یعنی بهت بر خورده که چون تو ترکی می خواستی اون هم همین را میخواست. مامانم گفت اه اصلا نمی فهمی، من گفتم من ترکی می خواهم، اون گفت من هم ترکی میخواهم. من گفتم خوب چون تو ترکی می خواستی کس دیگری اجازه نداره ترکی سفارش بده؟ مامانم گفت اینقدر برای من ادا در نیار، من گفتم من هم ترکی می خواهم، اون گفت من هم ترکی میخواهم. من گفتم من نمی فهمم چه عیبی داره که هر دو مثل هم سفارش بدید. فکر کنم دست کم مامانم ۱۰ بار این را برای من تکرار کرد تا اینکه بالاخره متوجه شدم که منظورش از هم "همچنین" نیست بلکه منظورش گوشت خوکه


 

Comments