Skip to main content

یک برنامه بود توی ایران بنام زیر گنبد کبود. توی اون آقای حکایتی قصه میگفت و بازیگران دیگه آن را اجرا میکردند. یک بار که حوصله مون سر رفته بود نشستیم پای این برنامه. اولا که خود قصه بسیار بیمزه بود. توی اون یک سری از کارکترها آدم بودند ولی حیوانات مقوایی بودند. کسانی که حیوانات را تکون میدادند اصلا هیچ تلاشی نمیکردند که خودشون را قایم کنند و بوضوح پشت حیوانات مقوایی دیده میشدند. و بدترینش هم این بود که توی این قصه یک مادربزرگ بود که نقش مادربزرگ را یک مرد بازی میکرد.



Comments